جنگ صلیبی،واقعیتی پیش رو
شاید سر در برف فرو برده ایم و نمی خواهیم درکی از دنیای امروز خود داشته باشیم
اما برای کرکسان تیز چنگال همان بهتر که ما کبکان ،سر در برف کرده باشیم.وشاهد آن
چنگالهای خون آلود نباشیم.غرب یا بهتر بگویم صلیبیون در بهترین موقعیت زمانی ،مکانی
وکلامی برای برآورد کردن هدف چند صد ساله خود در ریختن شراب به زهر آلوده مسیحیت در
رگهای اعتقادی مردم ایران قراردارند.
شاید دور نمای این مسیحیت به افتزاح آلوده برای خیلی ها سراب بزرگترین آرزوهایشان باشد.
اما نمی دانند .این مسیحیت نیست که غرب امروز راساخته.این تفکر غربی است که مسیحیت
امروز آنها را بنا نهاده.وما با فرهنگ شرقی اگر هزار بار مسیحی شویم مانند آنان
نخواهیم شد.تنها راهی برای سلطه بیشتر باز خواهیم کرد و با گرایش به این مسلک
اجتماع را به ورطه نابودی خواهیم کشاند.
صلیبیون برای هربخش از سرزمینهای اسلامی با لشگری متفاوت ونیرنگی مناسب آن
سرزمین وارد می شوند.در افغانستان برای مردم خسته از ارتجاع طالبان نغمه دمکراسی
سر دادند .وبا زور اسلحه به این سرزمین وارد شدند. بساط ثروت وخوشگزرانی برای اعراب
علم میکنند.با تروریست خواندن اسلامگراهای آفریقا به این سرزمینها لشکر کشی می کنند
اما ایران ما.:
من ابتدا وبدون چشم پوشی می خواهم تا آنجا که دانسته هایم اجازه می دهند.گوشه ای از این
راههای مناسب برای ورود واثرگذاری تفکر صلیبیون به ایران امروز را بیان کنم.
۱:مردم ایران خواهی نخواهی اسلام وحکومت اسلامی را در ایران تجربه کرده ومی کنند.
واقعیت این است که در این پروسه عده ای راضی وعده ای ناراضی خواهند بود
عده ای موافق وعده ای مخالف . بماند تعدادی تنها ودر هر صورت به منافع خود فکر میکنند
و با هر شرایطی کسب منفعت می کنند .واین واقعیت زندگی اجتماعی با هر شیوه
حکومت داری می باشد.اما غرب با هدف قرادادن اسلام توجه ناراضیان را به ضعف مذهبی
اسلام در شیوه حکومت داری وحتی اعتقادی جلب می کند.وهزار خدعه(نیرنگ) دراین راه
دارد.واین وظیفه مسئولان وهمه دلسوزان است که گامهای منطقی تری دراین زمینه بردارند.
یکی از این گامها بسط دادن دایره دوستی و افت ریزشها در جمع دوستان و موافقان.
شنیدن صدای مخالف را و برخورد منطقی با آن.واقعیتها را نمی شود پاک کرد درنهایت خود را
به ما تحمیل خواهند کرد.
2-زیبا جلوه دادن پوسته فرهنگ غربی با آرایش مسیحیت .واین موضوع هم ربط زیادی به مسیحیت
ندارد. همچنانکه عکس آن را در بسیاری از کشورهای مسیحی مانند کشورهای آمریکای جنوبی و
آفریقایی مشاهده می کنیم. اما این کار با استفاده هرچه بیشتر از رسانه های فرا مرزی
قدرت زیادی یافته.که راه حل مقابله با آن نیز در محدودیت دسترسی مردم به این رسانه ها
خلاصه نمی شود .زیرا این کار تنها ناشی از ساده طلبی ما است.
3-وارد کردن شبهات در اساس دین ومنطقی جلوه دادن این شبهات برای عموم مردم توسط
روشنفکران همین اجتماع .واین در حالی است که خیلی ها هنوز سر در اختلافات مذهبی دارند
غافل از آنکه گرگ هوس تمام گله را کرده.بقای حکومت دینی بر اعتقادات دینی ملت بنا نهاده
شده یعنی در یک جامعه اسلامی حکومت اسلامی معنا پیدا می کند.
4-راه نفوذ دیگر کشاندن ذهن مرد به سمت وسوی حس ناسیونالیستی .قراردادن ایرانیان
در برابر اعراب.ومحدود کردن اعتقاد اسلامی به فرهنگ عربی.اما کسی از آنان نمی پرسد
که مسیحیت نیز ریشه در فرهنگ خاور میانه وعبری دارد و جدای از فرهنگ رومی ویونانی
می باشد.با ساخت فیلم سیصد حس ناسیونالیستی مارا تحریک می کنند.مذهبی وغیر مذهبی
دادشان بلند می شود اما خدعه ونیرنگ را نمی بینند.
ایران قبل از اسلام ایران زر و زور بود و در این فرهنگ تنها پهلوانان وشاهان تاریخ ساز بودند.
اما بعد از اسلام ایران مهد ادبیات فلسفه نجوم ریاضیات ودر کل پیشرفت شد .بدون تعصب سند ها
را بخوانیم.اسلام به ایران عزت داد.
5-انسان به گفته قران در سختی وبرای سختی آفریده شده.اگر ماهم با دست خود براین
سختی ها بیافزایم همه از ما رویگردان خواهند شد.غربی ها با آن همه فشار کاری که
در طول روز برآنها تحمیل می شود.بک گراند زندگیشان شادی وآرامش است .اما ما
برعکس عمل کرده ایم.
با این همه من صلیبیون را دشمن نمی نامم.دشمن ، عقل ،منطق و رفتار ضعیف من است.
مردم تمام سرمایه حاکمان هستند.
ومن امروز این مطلب را نوشتم چون احساس خطر می کنم و شمشیر به صلیب مزین را
آمیخته به زهرمی بینم برای جامعه ای که نسلهای بعداز من نیز بایستی در آن به شادی
وبا اعتقادی راستین سر کنند.

